X
تبلیغات
رایتل

ایستگاه راه آهن چم سنگر

ایستگاه راه آهن چمسنگر و ایستگاههای منطقه راه آهن لرستان

نقش توسعه ناهمگون در تخریب محیط زیست ومهاجرت ها

به روشنی نمیتوان تخریب محیط زیست وبعضی از مهاجرت ها را توسعه ربط داد .اما توسعه هم اندک نقشی در این فرایند لااقل در منطقه ما داشته است !تا دهه هفتاد شمسی منطقه ما مخصوصا ایستگاه چمسنگر وبعضی از ایستگاههای دیگر مثل بیشه -کشور-تنگ 7 وتنگ 5 ارتباطی جاده ای با مرکز ویا دیگرشهرهای استان نداشتند.این امکان از طریق راه آهن وقطار انجام میگرفت مثلا برای مسافرین ایستگاه کشور وتنگ 5و7 وچمسنگر وبیشه که میخواستند به خرم آباد ویا دیگر شهر ها سفر کنند باید ابتدا به یکی از ایستگاههای سپیددشت ویا دورود رفته وسپس از انجا راهی مقصد بعدی خود شوند وبا امکانات وساعات رفت وآمد مهمترین وسیله نقلیه مردم یعنی "قطار محلی "این سفر یک روز طول میکشید!اما از دهه هفتاد ببعد این ارتباط رنگ وشکل وبویی دیگر گرفت.بعنوان مثال با احداث تقریبی 5 کیلومتر راه ویک پل فلزی چندمتری ارتباط ایستگاه چمسنگر با سپیددشت ومرکز استان برقرار شد!ودیگر ایستگاههای بعد از چمسنگر به سمت اندیمشک بیشتر مواقع از طریق ایستگاه چمسنگر به خرم آباد مسافرت میکردند.تا ایجای قضیه خوب و رفت وآمد مردم منطقه آسانتر وسریعتر انجام گرفت.اما در بعضی از نقاط مثل چمسنگر ومناطق بختیاریهای چمسنگر و دیگر ایستگاه ها با باز شدن پای توسعه این مناطق به سرعت خالی از سکنه شده و به شهرها مهاجرت نمودند و به طوری که عشایر مناطق اطراف خانه ها ومناطق دردست اهالی قدیم را خریداری کرده وجایگزین انها شده ودربعضی اوقات نیز شغل خود یعنی دامداری را هم رها کرده ودر این ایستگاهها به شغل ساده تر وراحتتری یعنی افتتاح یکباب مغازه بقالی وبه اصطلاح امروزی سوپرمارکت نمودند و قید کوه و طبیعت وزندگی عشایری را مانند ساکنان قدیمی تر وقبلی این ایستگاهها زده وراحت طلبی را برای خودبرگزیدند! از طرفی وقتی پای ماشنیهای گوناگون به این مناطق باز شد ساکنین تصمیم گرفتند یک نوع ان را برای خود ابتیاع نموده وبا ان به "شغل شریف وملی مسافرکشی "روی آورند.در این بین مناطق وطبیعت وجنگل های بلوط این مسافران سفرکرده روز به روز درحال ازبین رفتن و نابود شدن بود .به طوریکه هرچند وقت افراد سوداگر وبی مبالات چراگاه ها وجنگل ها ی عشایر که حالا خالی از سکنه شده را آتش زده ویا باقیمانده آنها را با اره خشم و نفرت یکی پس از دیگری بریده وان مناطق سبز وزیباو جنگل های بلوط به مناطقی خشک وخالی از طراوت وسزسبزی تیدیل شدند.وقتی که سال به سال عشایر با ییلاق وقشلاق دوغ وکره وماست و روغن خود را باسفر به چراگاههای تازه بدست میاوردند و فقط برای مایحتاج ضروری به مناطق وایستگاهای حومه سفر میکردند حال این قضیه برعکس شده وهمان عشایر اکنون با چند بز وگوسفند وگاو به حاشیه شهر ها پناهنده شده ویا زمینی برای کشت وکار برای خود مهیا نموده و خانه وکاشانه اشان دربرخی اوقات هم خریداری ندارد وچند سالی یکبار برای یادآوری "هویت " و اصل بقا ی خود به سرزمین خود مهاجرت نموده تا اعلام کنند که این سرزمین پدری و اجدادی اشان است تاکسی قصد تعرضی به آن نداشته باشد !! خانه ها عملا آوار وجنگل ها خشک وخالی تر از هر موقعی شده اند.جوانان قید زندگی درکوهستان وحتی روستا ها را زده ودرپناه شهر وشهرنشینی با توسعه موبایل واینرنت جوانان عشایر هم با آهنگ های گاهی ناموزون وسخیف به استقبال توسعه و فناوری های نوین رفته اند .مشکل استفاده از این وسایل "موج سوم " نیست مهم غرق شدن در این مدنیت وتوسعه یافتگی وفراموش کردن هویت واصالت است که گویی شاید آنها هم با موجی دیگر فراموش شوند ...توسعه مخصوصا در بعضی از مناطق مثل احداث جاده مانند مناطق بکر کوهستانی وعشایری با هدف خدمت به مردم این مناطق دردراز مدت با ازدست رفتن جنگل وطبیعت وهویت وتغییر روش زندگی این مردمان رابطه مستقیم دارد جا دارد که بعضی از مناطق عشایری وکوهستانی را به بهای احداث راه روستایی وعشایری با کمک بیل ها وبولدوزرها که راههای ایجاد شده در این مناطق با توجه به وضعیت جوی و بارندگی وبرف بیشتر "یکبارمصرف" هستند تا راههای دائم وپرتردد و نابودی هزاران درخت بلوط وفرسایش میلیون ها تن خاک به بهانه احداث جاده !!را فدای این "خدمت " نکنیم .(مانند احداث جاده به عشایر حاشیه های دریاچه گهر دورودودیگر مناطق کوهستانی وعشایری استان) وبگذاریم عشایر در زمان ومکان واقعی خود زندگی کنند وبگذاریم ساز چوپان عشایر همان نی ونواهای محلی باشد تا آهنگ های "رپ ومتال و جاز و ...گوشی های موبایل!که پخش آنها درمراسم های عروسی وعزا بیشتر وبیشتر ازهر زمان دیگری هویداست"

تاریخ ارسال: شنبه 12 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 01:02 ب.ظ | نویسنده: معتمدی | چاپ مطلب 0 نظر